WhatsApp Image 2019-07-04 at 16.29.59

نظریه های روان شناختی مرتبط با سازگاری کودکان مبتلا به سرطان

سرطان کودکان به عنوان یکی از بزرگ ترین و جدی ترین استرس ها و تهدید های سلامت و زندگی ، عملکرد شخصی و اجتماعی کودک و خانواده اش را دچار آشفتگی می کند . مطالعات مربوط به سرطان کودکان با پژوهش های ریموند مولهرن در سال ۱۹۷۹ آغاز شد . او متوجه شد که کودکان مبتلا به سرطان در مقایسه با همسالان سالم خود مشکلات شناختی و روانی رو به افزایش دارند .

نظریه های مختلف در رابطه با سازگاری کودکان مبتلا به سرطان مطرح شده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود

سازگاری با مرگ در کودکان مبتلا به سرطان : سازگاری با مرگ چه در بیماران ، و چه در خانواده ی آنها از اهمیت بالایی برخوردار است . اغلب والدینی که با خبر می شوند کودک آن ها در مرحله ی آخر عمر خود قرار دارد ، او را در یک مرحله ی تدارکاتی در نظر می گیرند . آنها به سختی می توانند روی مسائل حال متمرکز شوند و در آینده ی غم انگیز به سر می برند . این ویژگی سبب می شود تا به جای اینکه قدر لحظه های خود را بدانند و از آشفته کردن کودک اجتناب کنند بر آینده ی رو به زوال متمرکز شوند که این موضوع بر کیفیت زندگی کودک اثر منفی دارد . کودکان در حال مرگ هم ، استرس های شدیدی بر خانواده وارد می کنند . بسیاری از والدین پس از مرگ کودک از هم جدا می شوند . آن ها نسبت به هم احساس بیگانگی می کنند و نمی توانند واکنش های یکدیگر را درک کنند و گاهی یکدیگر را در ابتلا بیماری کودک شان مقصر می دانند . پیاژه ( ۱۹۶۰) معتقد است که کودکان زیر ۷ سال تحت تسلط خود میان بینی قرار دارند و تصوری از مرگ ندارند اما کودکان بعد از سن ۸ سالگی می توانند مرگ را تصور کنند . پژوهش ها نشان می دهند کودکان در استانه مرگ ترس از رها شدن و تنها ماندن را تجربه می کنند که اگر به پرسش های کودک در این باره صادقانه پاسخ داده نشود شدیدا دچار اضطراب می شوند . بنابراین مناسب ترین واکنش والدین در برابر سوالات کودکان صحبت کردن و استفاده از لحنی است که مناسب با سن کودک بوده و به درک کودک بینجامد و از درماندگی او بکاهد .

مدل یادگیری مشاهده ای در کودکان مبتلا به سرطان : یادگیری مشاهده ای که توسط بندورا مطرح شد برای توضیح بسیاری از نا هنجاری های رفتاری کودکان مبتلا به سرطان بستری شده در بیمارستان سودمند است . برخی رفتار ها از قبیل رفتار های رشد نیافته ، بهانه گیری ها و پرخاشگری در محیط بیمارستان است . کودکی که توانسته است با رفتار خاصی باعث جلب توجه دیگران شود ، مورد تقلید کودکان دیگر قرار می گیرد . مثلا ایجاد حالت تهوع در یک کودک احتمال رفتار مشابه را در کودکان بستری در همان اتاق افزایش می دهد . حتی گاهی کودکان رفتار های بیماری و درد را از یکدیگر تقلید می کنند . سازگاری با جنبه های گوناگون بیماری ، تا حدودی تحت تاثیر رفتار کودکان دیگر است .

سبک سازشی سرکوب شده در کودکان مبتلا به سرطان : پژوهش ها نشان دادند که کودکان مبتلا به سرطان به خوبی سازگار می شوند و حتی بهتر از همسالان خود عمل می کنند . فیلیپس و همکارانش ( ۲۰۰۱) طی آزمایشی نشان دادند که کودکان مبتلا به سرطان پس از گذشت ۲ تا ۳ هفته از تشخیص بیماری ، سبک سازشی سرکوب کننده را نشان می دهند و این سبک مانند صفت شخصیتی ثابت باقی می ماند . این سبک سازشی بین کودکان و نوجوانان مبتلا به سرطان دو برابر بیشتر از گروه کودکان سالم است . به عقیده او وقتی بیمار با استرس بیماری دست و پنجه نرم می کند موضع دفاعی اتخاذ می کند که در کودکان مبتلا به سرطان این سبک قابل مشاهده است .

مدل تاب آوری خانواده با کودک مبتلا به سرطان : خانواده ای که از کودک مبتلا به سرطان مراقبت می کند مشکلات پایدار یا دست کم طولانی مدت را متحمل می شود . به عقیده کازاک و برکات (۲۰۰۲) خانواده به چهار طریق در بیماری و سازگاری درگیر است .

الف) خانواده ای که به خوبی سازگار شده باشد ، باعث می شود کودک نیز به خوبی سازگار شود .

ب) خانواده ها فرآیند های شناختی درگیر در سازگاری از جمله باور ها و نگرش ها را شکل می دهند .

 ج) همان طور که کودک فقدان و تهدید را تجربه می کند ، خانواده هم آن را تجربه می کند .

د) والدینی که کودک مبتلا به سرطان دارد ، علاوه بر وظایف معمول والدینی ، بار اضافه ی بیماری را به دوش می کشد . 

سازش یافتگی خانواده ها و به کار گیری راهبرد های مقابله ای موثر سبب می شود کودکان به جای آسیب دیدگی روان شناختی ، پیامد های مثبت بیماری را تجربه کنند . بیمارانی که رابطه ی بهتری با خانواده های خود داشته باشند کیفیت زندگی بهتری را گزارش می کنند . رسیدن به مرحله ای که خانواده بتواند پیامد های مثبت این بحران را درک کند ، به سادگی امکان پذیر نیست . پس از تشخیص و شروع درمان ، خانواده در موقعیت سردرگمی قرار می گیرد در دوران بستری در بیمارستان والدین شرایط متفاوت و سخت تری را مدیریت می کنند که این امر باعث می شود تا والدین ادراک متفاوتی از والد شایسته بودن را تجربه کنند بنابراین تلاش می کنند تا شایستگی انکار شده خود را برگردانند . در این تعارض والدین متقاعد می شوند تا قسمتی از نقش خود به عنوان پدر یا مادر بودن را رها سازند . خانواده هایی که در برابر این تغییر نقش ، انعطاف پذیری بالایی دارند سازگار تر با شرایط موجود هستند و همچنین خانواده ایی که دسترسی بیشتری به حمایت های اجتماعی دارند ، بهتر می توانند با شرایط موجود مقابله کنند . همچنین خانواده هایی که در طبقه ی پایین اجتماعی _ اقتصادی قرار دارند در مدیریت شرایط با محدودیت های بیشتری مواجه می شوند و همچنین رابطه ی گرم و حمایت کننده بین والدین و  کودک مبتلا به سرطان به بیمار کمک می کند تا رضایت اجتماعی و امیدواری به زندگی به دست آورد که به بهبود کیفیت زندگی بیمار و روند بهتر بهبودی در درمان کمک کننده است .

با توجه به جنبه های روان شناختی بیماری سرطان در بهبود علایم بیماری و کیفیت زندگی بیماران و خانواده ای آنها لزوم مداخلات روان شناختی مورد توجه قرار می گیرد .

نام نویسنده مقاله: ندا سادات رضوی

منبع:

بشارت، محمد علی. فیروزی، منیژه. (۱۳۹۰) فراسوی پزشکی جنبه های روانی اجتماعی سرطان کودکان. مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی. تهران: انتشارات سبا

تمام حقوق مادی ومعنوی سایت متعلق به کلینیک روانشناسی یاریگر است

error: محتوا محافظت شده است !!