WhatsApp Image 2019-07-04 at 16.29.59

تاثیر پریشانی در مراحل مختلف بیماری سرطان

بیماری سرطان و عوامل روان شناختی وابسته به آن رابطه ی تنگاتنگی با هم دارند که باعث ایجاد تنش های مزمن ، اختلالات جسمانی ، اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب می شود که کیفیت زندگی افراد مبتلا به بیماری و مراقبین آن ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

ما در این مقاله به تاثیر پریشانی در مراحل مختلف بیماری می‌پردازیم.

بروز پریشانی در مراحل مختلف بیماری متفاوت است و منشا آن ها برای بیماران مبتلا و مراقبین آنها  به طور خلاصه به ۶ مرحله در طول خط سیر بیماری به شرح زیر می‌باشد.

مرحله‌ی تشخیص مقدماتی: با پیشرفت آزمایشات ژنتیکی، اغلب مردم در مورد احتمال وجود سرطان های ژنتیکی خانواده ، خود آگاهی پیدا کردند. انجام آزمایشات ژنتیکی وجود خطر ابتلا را در افراد پیش بینی کرده و اطلاعات لازم درباره  ی تکنیک های مناسب برای کاهش خطر پیشرفت بیماری را فراهم می سازد. در خانواده ها یی که سابقه  ارثی سرطان وجود دارد دلایل زیادی برای بروز پریشانی وجود دارد. تصمیم گیری درباره ی انجام تست ژنتیک برای تشخیص بیماری، و این که آیا نتیجه ی آزمایش را به اعضای خانواده اعلام کنند یا نه و تصمیم گیری در خصوص روبه رو شدن با نتیجه مثبت آزمایش، همه عواملی هستند که باعث بروز پریشانی در بیماران مبتلا به سرطان و مراقبین آن ها می باشد. زمانی که یکی از زوجین، در معرض خطر علائم و نشانه های بیماری سرطان قرار می گیرند، دچار آشفتگی های روانی و پریشانی می شوند  (لامنس ، بلیکر، ورهوف و همکاران ، ۲۰۱۱).  سطح پریشانی در زوجین جوان و فاقد حمایت های اجتماعی عموماً بیش تر از زوجین غیر جوان می باشد. ارتباطات و حمایت های خانوادگی در خصوص خطر بیماری سرطان و نحوه ی مواجهه و برخورد با آن حوزه ی مهمی برای مداخلات روان شناختی است.

مرحلهی تشخیص: مطالعات زیادی حاکی از پریشانی روان شناختی در بیماران مبتلا و مراقبین پس از تشخیص سرطان به دست آمده. در مرحله ی تشخیص بیماری، شوک، اضطراب و پریشانی توسط بیماران و مراقبین تجربه می شود. کیم و همکاران (۲۰۱۰)، سه گروه همگن از نیازهای مراقبینی که ۲ ماه، ۲ سال و ۵ سال از مرحله ی تشخیص بیماری را طی کرده بودند ارزیابی کردند و دریافتند مراقبین گروه اولیه که در مراحل اولیه  پس از تشخیص بودند، نیازهای روان شناختی، پزشکی، مالی، درمانی اطلاعاتی به مراتب نامناسب تر از دو گروه بعدی داشتند . آن ها دریافتند، مراقبین جوان تر، اساساً نیازهای نامناسب تری در زمینه های گوناگون نسبت به مراقبین سن بالا دارند. بیماران مبتلا به سرطان در مرحله ی تشخیص، اغلب از پریشانی های روانی از جمله: عصبانیت، اضطراب، افسردگی، ترس و خشم رنج می برند. یکی از مهم ترین وظایف مراقبین غلبه و کنترل بر این عوارض می باشد . متخصصین حوزه ی سلامت، شاید به اشتباه تصور کنند که مراقبین خانوادگی به دلیل رابطه ی نزدیک با بیمار، به طور اتوماتیک توانایی انجام فعالیت های لازم در امور بیماران را دارند اما تحقیقات نشانگر آن است که آن ها  اغلب از آمادگی لازم جهت برخورد با هیجانات شدید حاصل از مرحله ی تشخیص بیماری سرطان برخوردار نیستند . کمک به بیماران و مراقبین جهت مدیریت پریشانی حاد، از نیازهای بحرانی در این مرحله به شمار می‌رود.  

  مرحلهی درمان: به محض تشخیص بیماری، مراقبین و بیماران با درمان نامأنوس بیماری سرطان مواجه می شوند. منابع پریشانی در این مرحله شامل  نگرانی افراد در مورد توانایی تحمل بیمار در طول درمان، تأثیر درمان، ظهور علائم بیماری و عوارض جانبی درمان و کنترل  آن ها در تمام طول درمان می باشد. در طول این مرحله افراد ، گرفتار تأمین مراقبت های فیزیکی و مدیریت تهیه  و تحویل دارو می باشند. وان و همکاران (۲۰۱۱) در تحقیقاتی که انجام دادند دریافتند که اغلب مراقبین از سطح پرستاری مطلوب خود اظهار نگرانی می کنند. هم چنین ۶۷ درصد مراقبین اظهار داشتند بدون این که از کسی کمک رسمی بگیرند مسئولیت مراقبت از بیمار را به عهده داشتند و اغلب آن ها دچار خستگی های جسمی و روانی زیادی نسبت به سایر مراحل بیماری می‌شوند.

مرحلهی بازمانی «بقاء »: در این مرحله بیماری بهبود یافته و بیمار معالجه شده است. مطالعه ی چگونگی زندگی بیماران بهبود یافته  در مقایسه با افرادی که ۱ الی ۲ سال پس از تشخیص قرار داشتند، نشان می دهد که تقریباً ۷۰ درصد از بیماران آن ها در این مرحله  قادر به بروز مظاهر مثبت زندگی از جمله  تشخیص پر بها بودن زندگی، داشتن ارزش ها و روابط مناسب بین اعضای خانواده، امید به زندگی را تداعی کنند (هادکینسون، بوتو، هونت و همکاران ، ۲۰۰۷). اما تحقیقات دیگری حاکی از آن است که استرس، پریشانی و نگرانی ترس از عود بیماری در فرد بیمار و مراقبین آن ها وجود دارد. گزارش ها نشان دهنده ی آن است که مراقبین بیماران در مقایسه با خود بیماران ترس از عود بیش تری را تجربه می کنند که ممکن است علت آن عدم تعامل با متخصصان حرفه ای در حوزه ی سلامت، نبود آگاهی و عدم اطلاعات لازم نسبت به بیماری می باشد که این عوامل باعث بروز پریشانی و اضطراب در مراقبین می‌شود.

مرحلهی عود و بازگشت: زمان پریشانی مخرب برای بیماران و مراقبین آن ها می باشد. بازگشت بیماری، امید افراد را برای بهبود درهم می شکند. اغلب بیماران نیاز به درمان مجدد پیدا می کنند . بررسی های تطبیقی این گروه بیماران و مراقبین آن ها با گروه بیماران که در مرحله ی تشخیص اولیه قرار دارند، نشان می دهد که کیفیت زندگی بیماران عود یافته به طور چشمگیری پایین تر از افراد دیگر است. این افراد اغلب رنج و درد بیش تر، محدودیت در نقش ها، علائم پریشانی بالا، برآوردهای منفی از بیماری خود و هم چنین در مراقبین آن ها،  بلاتکلیفی، ناامیدی و مشکلات سازگاری بسیاری را گزارش می‌کنند.

مرحله پیشرفت بیماری و انتهای زندگی: سرطان پیشرفته، اغلب با علامت پریشانی در بیماران و نگرانی زیاد در اعضای خانواده  توصیف می شود. برخی بیماران در ابتدای تشخیص مطلع می شوند که به سرطان پیشرفته دچار شده اند . اما در اغلب بیماران ، بیماری در مدت طولانی و به مرور زمان به فاز پیشرفته دچار شده اند. مراقبینی که در فاصله ی کوتاهی بین تشخیص و مرگ بیمارشان قرار دارند، علائم افسردگی بالایی تجربه می کنند  . با نزدیک شدن زمان مرگ بیمار، نگرانی دیگری که وجود دارد، سلامتی مراقبین است که در اثر رفتار و سبک زندگی منفی تضعیف می شود. افراد در معرض استرس فراوان قرار دارند، تغییرات منفی در سطح رفتار سلامتی آنان بروز می کند روابط مؤثر بین اعضای خانواده و بیمار و مراقبین در دورانی که مرگ بیمار نزدیک است ، مسئولیت مراقبین بیش تر شده و از اهمیت بالایی برخوردار است. در میان خانواده هایی که انسجام بیش تر و درگیری کم تر است، مراقبین اظهار ناراحتی و پریشانی کم تری می کنند. ضمن این که آن ها کمک های بیش تری از جانب اعضای خانواده دریافت می نمایند . هرچه روابط بین مراقبین و متخصصان سلامت بهتر باشد، مراقبین سلامت روانی بهتر و احساس ناامیدی و پریشانی کم تری خواهند داشت. بازسازی و حفظ روابط بین اعضای خانواده نیز مهم است اما مداخلات کم تری سعی در تقویت و محکم روابط مذکور به عنوان اجزاء کلیدی مراقبت در دوره ی انتهای زندگی بیمار محسوب می‌شود.

با توجه به مطالب فوق ، نقش روان شناسان و تاثیر مراقبت های روان شناختی در بهبود علایم روانی و رفتاری بیماران مبتلا به سرطان و مراقبین آن ها در کنار سایر روش های درمانی می تواند موثر باشد.

REFERENCES

Laurel, L. Northouse, MC. Katapodi, AM. Schafenacker. Weiss, D. (2012). The impact of caregiving on the psychological well-being of family caregivers and cancer patients. Seminars in Oncology Nursing. Vol 28. N0 4, pp 236-245

نام مترجم مقاله : نداسادات رضوی

تمام حقوق مادی ومعنوی سایت متعلق به کلینیک روانشناسی یاریگر است

error: محتوا محافظت شده است !!