WhatsApp Image 2019-07-04 at 16.29.59

دو جنبه از خود شیفتگی و دو جنبه از غرور

در زمان کنونی خود شیفتگی به عنوان یک بیماری همه گیر درامده اس  ,بر این مسئله تاکید می کند که خود شیفتگان و رفتار آنها یک مسئله مداوم در عملکرد روزمره جوامع مدرن هستند؛ با این حال، تحقیقات نشان می دهد که در ۲۰ سال گذشته (بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰)، میزان خود شیفتگی کاهش اندکی داشته است.علیرغم این کاهش، شناخت خود شیفتگی همچنان یک مسئله مهم است و تحقیقات در این حوزه در حال رشد است.در مقالات، دو نوع خود شیفتگی را می توان شناسایی کرد: خود شیفتگی خود بزرگ بین و آسیب پذیر.خود شیفتگی خود بزرگ بین به عنوان یک صفت شخصیتی درجامعه تفسیر شده است،در حالیکه خود شیفتگی آسیب پذیر بیشتر با تظاهرات بالینی خود شیفتگی مرتبط است. علاوه بر این، خود شیفتگی خود بزرگ بین با وقار اجتماعی و اتکاء به نفس مرتبط است، در حالی که خود شیفتگی آسیب پذیر، با حساسیت هیجانی مرتبط است. از آنجایی که ما به شخصیت علاقه مند هستیم، تصمیم گرفتیم که جمعیت عمومی را مطالعه کنیم و تنها بر خود شیفتگی خود بزرگ بین تمرکز  کنیم. بدین ترتیب، هر بار که در این مقاله به خود شیفتگی اشاره می کنیم،منظورمان خود شیفتگی خود بزرگ بین است.

 ۱.۱ دو جنبه از خود شیفتگی : خود شیفتگی می تواند به عنوان یک مصداق با دو جنبه تفسیر شود: جنبه روشن از تحسین، که نشان دهنده خود شیفتگی خود بزرگ بین است و جنبه تاریک رقابتی که نمایانگر جنبه های خصومت آمیزخود شیفتگی است.علیرغم این تمایز،اکثرا تحقیقات موجود بیشتر بر خود شیفتگی خود بزرگ بین متمرکز می شوند، صرف نظر از این واقعیت که جنبه خصومت آمیز خود شیفتگی تأثیر متفاوتی بر فرآیندهای رفتاری دارد. هر دو بعد از سه جز اساسی تشکیل شده است: عاطفی-انگیزشی، شناختی و رفتاری. در مورد تحسین، این مولفه ها به ترتیب برای منحصر به فرد بودن، فانتزی های خود بزرگ بینی و جذابیت تلاش می کنند. در مورد  رقابت، این اجزا به ترتیب برای برتری، کاهش ارزش دیگران و پرخاشگری تلاش می کنند. این تفکیک که به ویژگیهای روشن و تاریک خودشیفتگی خود بزرگ بین می پردازد، بسیاری از ابهام های موجود را توضیح میدهد، از جمله اینکه چرا رابطه بین خود شیفتگی و ​​عزت نفس به آن اندازه که انتظار می رفت، نیست. بک و همکاران (۲۰۱۳) استدلال کرده اند که این امر به دلیل اثر سرکوب ناشی از الگوی متفاوت روابط با تحسین (مثبت) و رقابت (منفی) است. همچنین دو جنبه خود شیفتگی دارای روابط متفاوت با ارزشهای پایه و صفات شخصیتی، هستند. این دو جنبه خود شیفتگی با یکدیگر متفاوت هستند. به عنوان مثال، تحسین با عزت نفس بالا, باثبات مرتبط است، در حالی که رقابت با احساس کم و شکننده خود ارزشمندی مرتبط است. به همین ترتیب، با توجه به نتایج بین فردی، از آنجا که تحسین با جذابیت و ایجاد یک برداشت بزرگ مرتبط است، رقابت با گستاخى و پرخاشگری به عنوان یک هزینه دراز مدت مرتبط است که خود شیفتگی را در چشم دیگران بی اعتبار می کند در نتیجه، این دو جنبه را نیز می توان به عنوان نقاط روشن و تاریک خود شیفتگی در نظر گرفت.با توجه به دیگر ویژگیهای شخصیتی، خود شیفتگی رابطه مثبتی با برونگرایى دارد (۰.۳۶) و با مقبولیت (-۰.۳۷) همبستگی منفی دارد، اما هنگامی که خود شیفتگی به رقابت و تحسین تجزیه می شود.این همبستگی ها بیشتر آموزنده است. به عنوان مثال، به نظر می رسد که تحسین در درجه اول با برونگرایى بالا مرتبط است، در حالی که رقابت، در درجه اول با مقبولیت پایین مرتبط است .

۱.۲ دو جنبه از غرور : تریسی و رابینز نشان داده اند که غرور یک ساختار دو بعدی دارد شامل غرور حقیقی (با توجه به احساسات واقعی  در مورد ارزش خود) و غرور متکبرانه(با اشاره به خودبینی و دیدگاه تحریف شده در مورد خود). غرور، گرچه از لحاظ بیولوژیکی مشروط نیست،به عنوان یکی از احساسات خودآگاه اولیه شناخته شده است. با این وجود،در مقایسه با سایر احساسات مانند ( شرم و گناه)، مشخص کردن کامل این پدیده پیچیده است، زیرا غرور در نتیجه تکامل ارثی، میتواند بوسیله طیف وسیعی از نتایج متمایز مشخص شود(به عنوان مثال، تسلط یا پرستیژ).غرور حقیقی معمولا بر دستاوردهای خاص استوار است و ریشه در دلایل درونی، بی ثبات و قابل کنترل (مانند تلاش، ترس، جنگ،) دارد. این نوع غرور اغلب با احساس واقعی از ارزشمندی خود همراه است.تحقیقات تجربی موجود نشان می دهد که غرور حقیقی با نگرش عارى از نفس پرستى، رفتار اخلاقی، عاطفه مثبت مرتبط است،حساسیت به پاداش(از جمله احترام به دیگران)، خود کنترلی، رفاه  و اشتیاق هماهنگ و وسواسی مرتبط است  افراد دارای غرور حقیقی، تاثیر خوبی بر جای می گذارند و باعث تحسین دیگران می شوند. در نتیجه، تحسین کننده های آنها از طریق غبطه خوردن، به بهبود خود می پردازند انگیزه می گیرند.در مقابل، غرور متکبرانه به طیف وسیعی از نتایج نامطلوب منتهی می شود، مانند تکانشگری و پرخاشگری در جستجوی قدرت و سلطه گرى و همچنین رفتار غیر اخلاقی و اشتیاق وسواسی. مشخصه غرور متکبرانه، احساس غروری می شود که اغلب شامل احساسات منحرف شده و لاف زدن است. این نوع غرور و ناشی از علل پایدار و کلی است (مثلا هوش ).علاوه بر این،غرور متکبرانه ممکن است منجر به احساس تنفر دیگران از فرد شود  و در دراز مدت با رفاه و کیفیت روابط،همبستگی منفی دارد رابطه غرور با پنج صفت شخصیتی بزرگ مورد بررسی قرار گرفته است. غرور حقیقی،همبستگی مثبت قابل توجهی با برون گرایی، مقبولیت، پیروى وجدان،و ثبات هیجانی دارد (معکوس روان رنجور خویی، تمام همبستگی ها دارای قدرت متوسط ​​هستند). در حالی که غرور متکبرانه ارتباط منفی قابل توجهی با مقبولیت (متوسط) و پیروى وجدان (همبستگی ضعیف، تریسی و رابینز، ۲۰۰۷) دارد.

 ۱.۳ دو جنبه خود شیفتگی و ​​دو جنبه از غرور : هرچند تحقیقاتی در مورد رابطه بین خود شیفتگی و ​​دو جنبه غرور انجام شده است، اما در مقاله حاضر ما بررسی می کنیم که آیا تمایز دو جنبه خود شیفتگی، بینش جدیدی در مورد این روابط به ما می دهد یا نه.در ابتدا، پیش بینی می شد خود شیفتگی به شدت وابسته به غرور متکبرانه بود، اما با توجه به تحقیقات قبلی، با هر دو جنبه ارتباط دارد (این ارتباط برای غرور حقیقی بالاتر بود). در حال حاضر تحقیقات نشان دهنده توانایی تحسین ورقابت در درک روابط بین خود شیفتگی و سایر متغیرها (مثلا صفات شخصیتی و ارزشهای پایه)است.بنابراین، تحقیقات موجود در مورد رابطه بین خود شیفتگی (مفهوم سنتی خود شیفتگی) وغرور،که نشان دهنده ارتباط ضعیف آن با غرور حقیقی و غرور متکبرانه است، ممکن است تا حدودی گمراه کننده باشد.روابط آن با صفات شخصیتی اولیه نیز به نظر می رسد که این ادعا را پشتیبانی می کند به این معنی که به طور کلی خود شیفتگی کلی با برون گرایی زیاد و مقبولیت کم مرتبط است، در حالی که غرور حقیقی با برونگرایی بالا و مقبولیت بالا مرتبط می باشد ؛ در نتیجه، تمایز تحسین، که عمدتا با برونگرایی و رقابت شدید و مقبولیت کم مرتبط است  ممکن است آموزنده تر باشد. به طور دقیق، مشابه با مورد عزت نفس، ما انتظار داریم که یک اثر سرکوب بین تحسین (مثبت)، رقابت (منفی) وغرور حقیقی وجود داشته باشد که مسئول تورم همبستگی در مطالعاتی است که میان دو جنبه خود شیفتگی تمایز قایل نشده اند.علاوه بر این، ما انتظار داریم که هر دو جنبه تیره (قوی تر) و روشن (رابطه ضعیف تر مثبت) خود شیفتگی با غرور متکبرانه ارتباط دارد. این امر با نتایج چنگ، تریسی و هنریچ  همخوانی دارد، که دریافتند که دو جنبه  غرور از طریق مسیرهای مختلف، با وضعیت اجتماعی مرتبط است.به طور خاص، غرور حقیقی عمدتا با پرستیژ (وضعیت مبتنی بر شناخت مهارت ها، دانش و یا دستاورد ها) ارتباط داشت، در حالی که غرور متکبرانه عمدتا با سلطه گری (وضعیت مبتنی بر ارعاب و اجبار) ارتباط داشت.علاوه بر این،غرور حقیقی نیز،هرچند ضعیف،با سلطه گری ارتباط دارد،در حالی که غرور متکبرانه ارتباط ضعیف منفی با پرستیژ دارد.از آنجا که تحسین خود شیفته به عنوان گرایش به شان اجتماعی به وسیله ارتقاء خود(به عنوان مثال نمایش موفقیت یا شایستگی) تعریف می شود و رقابت خود شیفته به عنوان یک ابزار خصومت آمیز و دفاعی برای اجتناب از شکست (مثلا نمایش تجاوز ) تعریف می شود، شباهت های مفهومی روشنی بین تحسین و پرستیژ و رقابت و سلطه گری وجود دارد.

مطالعه حاضر :  هدف این مطالعه بررسی تاثیر دو جنبه خود شیفتگی، یعنی تحسین و رقابت بر دو نوع غرور: حقیقی و متکبرانه بود. ما فرض کردیم: (۱) وجود همبستگی بین غرور حقیقی با تحسین (مثبت) و رقابت (منفی)؛ و (۲) تایید این فرضیه که خود شیفتگی خود- متمرکز است،، که به صورت روابط مثبت هر دو جنبه خود شیفتگی با غرور متکبرانه (این رابطه برای جنبه رقابت قوی تر است) بیان می شود. این فرضیه ها با استفاده از یک مدل معادلات ساختاری پیچیده که شامل ارزیابی مدل های اندازه گیری ای است که امکان کنترل بهتر خطای اندازه گیری و واریانس مشترک را فراهم می کند، مورد آزمایش قرار می گیرد.

تبین مبحث : در مقاله حاضر ما چگونگی رابطه دو جنبه خود شیفتگی (یعنی تحسین و رقابت) با دو جنبه غرور را بررسی کردیم.تحقیقات نشان داده است که تحسین و رقابت، با وجود ارتباط مثبت، از هم متمایزند و برای برخی متغیرها (مثلا عزت نفس)، جهت روابط متضاد است؛ بنابراین در تجزیه و تحلیل  مشترک آنها، این روابط به درستی مشخص نمی شود. ما داده های خود را با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری که مشکلات تحلیل همبستگی سنتی را ندارد، تجزیه و تحلیل کردیم . که نتایج گزارش شده توسط Kowalski، Rogoza، Vernon و Schermer را تایید می کند :صفات خصومت آمیز، که در معاینات بالینى غیر قابل تشخیص است به طور کلی از لحاظ اجتماعی مطلوب نیستند. تحسین خود شیفته به طور مثبت با هر دو جنبه غرور ارتباط دارد، در حالی که رقابت تنها با غرور حقیقی و به طور مثبت ارتباط دارد. همچنین، ما یک اثر سرکوبگری را مشاهده کردیم : رابطه غرور حقیقی با دو جنبه خود شیفتگی متفاوت بود؛ کنترل این اثر موجب افزایش ارتباط بین خود شیفتگی و ​​غرور شد( نسبت به سایر مطالعات تجربی). در نهایت نتایج ما تایید کرد : تحسین با وجود رابطه مثبت با غرور حقیقی، با غرور متکبرانه نیز رابطه مثبت داشت. اگر چه هر دو مدل دو بعدی هستند، تفاوت مهمی بین NARC و مدل غرور حقیقی و متکبرانه وجود دارد. اجزای NARC همبستگی مثبت دارند، در حالیکه دو جنبه غرور متعامد هستند  که نشان می دهد که ممکن است دارای غرور حقیقی باشد  اما دارای غرور هوبریستی نباشد؛ با این حال، تحسین و رقابت در افراد خود شیفته با هم وجود دارند. با توجه به فرآیندهای رفتاری، هر دو سازه الگوی مشابهی دارند، زیرا تحسین و غرور حقیقی با ایجاد یک برداشت مثبت مرتبط هستند، در حالی که رقابت و غرور هوبریستی با ایجاد برداشت منفی، به ویژه در دراز مدت مرتبط هستند. با در نظر گرفتن تعامد دو نوع غرور و همبستگی مثبت بین جنبه های خود شیفتگی و ​​غرور متکبرانه، می توان گفت که غرور تنها می تواند منجر به تعارض های اجتماعی شود، در حالی که خود شیفتگی معمولا به شکل شخصیت بد آشکار می شود. با این حال، این نتایج نشان نمی دهد که نارسیسم ناهنجار است، زیرا طبق گفته های Wetzel، Leckelt، Gerlach و Back زیرگروه های مختلفی از نارسیسم وجود دارد؛ به غیر از افراد بسیار خود شیفته در تحسین و رقابت نمره بالایی دارند، دو گروه از خود شیفتگان میانه رو وجود دارند: کسانی که دارای هر دو مشخصه تحسین و رقابت هستند و کسانی که تنها دارای مشخصه تحسین هستند. این دیدگاه به این معنی است که افرادی که دارای خود شیفتگی متوسط هستند اما به طور همزمان افراد دیگر را کم ارزش نمی دانند، نسبت به افرادی که نمره بالا و یا پایینی در خود شیفتگی دارند عزت نفس بالایی دارند. علاوه بر این، آنها احتمال بیشتری برای ابراز قدردانی، بخشش، دارند و بی اعتمادی کمتری نشان می دهند. از آنجا که ما متوجه شدیم که تحسین پیش بینی کننده مثبت از ویژگی اجتماعی -مثبت غرور حقیقی است، تا حدی از این فرضیه پشتیبانی می کند که خود شیفتگی، حداقل تا حدی، یک ویژگی کاملا ناهنجار نیست. علاوه بر این، معلوم شد که تحسین یک پیش بینی کننده مثبت از ویژگی اجتماعی -منفی غرور متکبرانه است، که با چنین نتیجه گیری ای مغایرت دارد. لانگ و همکاران مشکل مشابهی را در مورد ماکیاول گرایی و جامعه ستیزى مشاهده کردند.نمایشگرى های غرور حقیقی، حسادت خوب را افزایش می دهد، که میانجیگر تأثیر رفتار ماکیاول گرایی است، در حالی که نمایشگری های غرور هوبریستی، حسادت مضر را افزایش می دهد، که میانجیگر  تأثیر ماکیاولی گرایی و جامعه ستیزى است. از آنجا که ماکیاول گرایی  و جامعه ستیزى (وهمچنین خود شیفتگی) بخشی از یک سازه رایج از صفات سه گانه تاریک شخصیتی است، که با بی عاطفگی، دستکاری و سایر خصوصیات آزارنده اجتماعی مشخص می شود (مثلا خود بزرگ بینی، تکانشگری، احساس استحقاق)، ارتباط بین ماکیاول گرایی و ویژگی های سازنده غرور حقیقی و حسادت خوب مکن است تعجب آور باشد . لانگ و همکاران  بیان کرده اند که واقعیت همیشه یک سویه نیست، زیرا حتی صفات تاریک شخصیتی با وجود نامطلوب بودن، ممکن است کارکردهایی نیز داشته باشند. در مورد خود شیفتگی نیز یک الگوی کارکردی مشابهی دیده شده است. در حالی که هم تحسین (به عنوان مثال، خود بزرگ بینی) و هم رقابت (از قبیل احساس استحقاق) به نوعی مضر هستند، تحسین یک استراتژی کاربردی است که برای مقابله با هزینه های خصمانه رقابت، مفید است. به نظر می رسد که خود شیفتگان در لحظات اولیه آشنایی، سازگار، قابل قبول و دوست داشتنی می باشند، اما این ادراک در طول زمان کاهش می یابد و معکوس می شود. مزایای اولیه به تحسین نسبت داده می شود، در حالی که هزینه های بلند مدت مربوط به رقابت است. به این ترتیب، خود شیفتگان، به منظور حفظ عزت نفس خود، دائما در جستجوی قربانیان جدید (نقش کارکردی تحسین) هستند؛ زیرا افراد قدیمی تر می دانند که دقیقا با چه کسی روبرو هستند (نقش مضر رقابت). نتایج ما این یافته ها را تایید می کند و همچنین نشان می دهد که تفسیر های یک سویه همیشه واقعیت را منعکس نمی کنند.

نام مترجم مقاله : لعیا خرمی

تمام حقوق مادی ومعنوی سایت متعلق به کلینیک روانشناسی یاریگر است

error: محتوا محافظت شده است !!