WhatsApp Image 2019-07-04 at 16.29.59

اختلال دوقطبی

اختلال دو قطبی  (مانیک – دپرسیو) اختلال دو قطبی،همچنین به عنوان افسردگی شیدایی شناخته می شود ، یک بیماری مزمن تکرار شونده است که شامل حالاتی است که بین اوج شیدایی و پایین ترین سطح افسردگی در نوسان است . افسردگی تا حد زیادی فراگیرترین ویژگی بیماری است.اپیزود شیدایی (جنون) معمولاً ترکیبی از تحریک پذیری ، عصبانیت و افسردگی ،همراه با سرخوشی  (مانیا) یا بدون آن است.اپیزود مانیا به صورت یک انرژی غیرمعمول واعتماد به نفس بالاو کاذب ظاهرمی شود و در سایرموارد روزمره باعث بروز رفتارهای پرخطر و بی بندوباری های غیرقابل کنترل می شود. این اختلال اغلب در بزرگسالی آغاز می شود،اما ممکن است درکودکان ونوجوانان نیز رخ دهد.این علایم اغلب با اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی،اسکیزوفرنی یا اختلال شخصیت مرزی اشتباه گرفته می شود وتشخیص افتراقی دارد. در برخی ازافراد عوامل بیولوژیکی و تجربیاتی (مانند کمبود خواب) می تواند باعث افزایش آسیب پذیری افراد درمورد این اختلال،  وآغاز اپیزود مانیا شود.

دو نوع اختلال دوقطبی وجود دارد:

  • دو قطبی نوع ۱ (bipolar I disorder)   نیاز به بستری دربیمارستان دارد.

« ملاک های تشخیصی اختلال دوقطبی نوع ۱ »

  1. معیارهای لازم برای حداقل یک اپیزود مانیک برآورده شد اند. اپیزود های هیپومانیک یا اپیزودهای افسردگی اساسی ممکن است فبل از اپیزود مانیک حضور داشته باشند یا بعد از آن ظاهرشوند.
  2. وقوع دوره (دوره های) شیدایی وافسردگی اساسی با اختلال اسکیزوافکتیو، اسکیزوفرنی،اختلال اسکیزوفرنیفرم، اختلال هذیانی، یا طیف اسکیزوفرنی مشخص یا نامشخص دیگر واختلال روان پریشی دیگر بهترتوجیه نمی شود.

ملاک های دوره شیدایی (مانیک) در دی اس ام ۵

  1. دوره متمایز خلق که به طور نابهنجار و مداوم بالا گشاده و بی تکلف یا تحریک پذیر است و افزایش نابهنجار و مداوم فعالیت یا انرژی هدفمند که حداقل ۱ هفته ادامه می یابد و در بخش عمده ای از روز، تقریباً هر روز، وجود دارد. یا هر مدتی اگر بستری ضرورت داشته باشد.
  2. در طول دوره اختلال خلقی و افزایش انرژی یا فعالیت، سه نشانه زیر(یا بیشتر) از موارد زیر(چهار نشانه اگر خلق فقط تحریک پذیر باشد) با درجه قابل ملاحظه ای وجود دارند وبیانگر انحراف محسوس از رفتار عادی هستند.

۱ عزت نفس کاذب یا بزرگ منشی.

۲ کاهش نیاز به خواب (مثلاً بعد از فقط ۳ ساعت خواب احساس می کند استراحت کرده است).

۳ پرحرف تر از معمول یا فشار برای ادامه دادن صحبت.

۴ پرش افکار یا تجربه ذهنی که افکار شتاب دارند.

۵ حواسپرتی (یعنی، توجه خیلی راحت به محرک های بیرونی بی اهمیت یا نامربوط جلب می شود)، به صورتی که گزارش یا مشاهده می شود.

۶ افزایش فعالیت هدفمند (خواه اجتماعی، در محل کار یا مدرسه، یا جنسی) یا سراسیمگی روانی-حرکتی (یعنی، فعالیت بی منظور بدون هدفمندی).

۷ مشغولیت بیش از حد در فعالیت هایی که توان زیادی برای پیامدهای ناراحت کننده دارند(مثل ولخرجی کردن مهارنشده در خرید، بی احتیاطی های جنسی، یا سرمایه گذاری احمقانه).

C  . اختلال خلقی به قدر کافی شدید هست که عملکرد اجتماعی یا شغلی را مختل کرده یا بستری شدن را ایجاب کند تا از صدمه رساندنبه خود یا دیگران پیشگیری شود یا ویژگی های روان پریشی وجود دارند.

D  .این دوره ناشی از تأثیرات فیزیولوژیکی مواد ( مثل سوء مصرف مواد مخدر، دارو، درمان دیگر) یا بیماری جسمانی دیگر نیست.

حداقل یک دوره شیدایی در طول عمر برای تشخیص اختلال دوقطبی نوع ۱ لازم است.

  • شیوع اختلال دوقطبی ۱:

تعداد زنان مبتلا به مردان مبتلا، ۱.۱ به ۱ است.در مقایسه با بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ۱ ، بیماری افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ۲ مزمن تر است و این افراد، به طور متوسط، زمان بیشتری را در فاز افسردگی بیماری خود می گذرانند، که می تواند شدید و یا زمین گیر کننده باشد.«افراد مشهوری در جهان به این اختلال دچار بوده اند از جمله : بتهوون ، هیتلر ، ناپلئون بناپارت ، چرچیل ، آبراهام لینکلن ، ارنست همینگوی و ونسان ونگوگ».

  • دوقطبی نوع  ۲    (bipolar II disorder) نیاز به بستری ندارد .

افراد مبتلا به دو قطبی ۲ به طور معمول یک دوره افسردگی اساسی(M.D.D) دارند که حداقل دو هفته همراه با هیپومانیا  (شیدایی خفیف تا متوسط) طول می کشد.

A   .حضور (یا سابقه حضور) حداقل یک اپیزود هیپومانیک ؛ حضور (یا سابقه حضور) حداقل یک اپیزود افسردگی عمده

B  .هرگز یک اپیزود مانیک وجود نداشته است.

C .اختلال اسکیزوافکتیو، اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوفرنی فرم، اختلال دیلوژنال، یا سایر اختلالات طیف اسکیزوفرنی مشخص یا نامشخص و سایر اختلالات سایکوتیک، برای روی دادن اپیزود(های) هیپومانیک و اپیزود(های) افسردگی عمده توضیح بهتری نیستند.

D  .سمپتوم های افسردگی یا غیرقابل پیش بینی بودن فرد (به علت نوسان دایمی و فراوان بین دوره های افسردگی و هیپومانیا) باعث می شوند در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر زمینه های زندگی رنج یا نابسامانی و از لحاظ بالینی معنادار (مهم) به وجود آید.

اکثر مبتلایان به اختلال دوقطبی II به اختلالات روانی دیگری نیز مبتلا هستند، از جمله اختلالات خورد و خوراک، اختلالات شخصیت، و اختلالات اضطرابی. خودکشی یک ریسک فاکتور (عامل خطر) مهم است و باید آشکارا و بدون تعارف به آن رسیدگی شود.

مشخصه اصلی اختلال دو قطبی نوع ۲ حضوراپیزودهای هیپوماتیک یا اختلال افسردگی عمده وعدم حضوراپیزودهای مانیک است. اگر معیارهای اختلال دوقطبی ۱ حتی یک بار بآورده شده باشد، اختلال دوقطبی ۲ را نمی توان دیاگنوزکرد.

  • شیوع اختلال دوقطبی ۲:

طبق اعلام ۵-DSM نرخ شیوع ۱۲ماهه اختلال دوقطبی ۲ در سطح جهان %۰.۳ است. وبالاترین نرخ شیوع در افراد ۱۲ساله و بالاتر است.

  • تشخیص افتراقی : اختلال دوقطبی نوع ۱ و اختلال دوقطبی نوع ۲ برای متمایز کردن اختلال دوقطبی ۱ واختلال دوقطبی ۲ ازهم، باید ازسه اپیزود استفاده کرد.در DSM-4 وجه مشترک اختلال دو قطبی ۱ واختلال دوقطبی۲ سمپتوم های مانیا بود (سمپتوم های مانیا و نه اپیزود مانیک).این دو اختلال ازلحاظ شدت سمپتوم های مانیا تفاوت داشتند.اما ۵-DSM مهم ترین وجه تمایز این دو اختلال را این گونه تعریف می کند: دراختلال دوقطبی ۱، یک یا چند اپیزود مانیک وجود دارد،ولی در اختلال دوقطبی ۲،هرگز اپیزود مانیک وجود نداشته است و درعوض، یک یا چند اپیزود افسردگی عمده و یک یا چند اپیزود هیپومانیک وجود دارد.

چرا این اختلال “دو” نامیده می شود؟ زیرا در اکثر کیس ها،اپیزودهای افسردگی و یا اپیزودهای هیپومانیک قبل یا بعد ازاپیزود مانیک روی می دهند.اختلال دوقطبی II،واقعا دوقطبی است، به این معنا که هم معیارهای یک اپیزود هیپومانیک و هم معیارهای یک اپیزود افسردگی عمده باید برآورده شوند.

  • علائم اختلال دو قطبی چیست؟

ویژگی بارزاختلال دو قطبی ،مانیا ( شیدایی) است.و می تواند اپیزود محرک این اختلال باشد، پس از آن یک دوره افسردگی رخ می دهد، یا اولین بار پس از چندین دوره افسردگی عود میکند. تغییر بین مانیا و افسردگی می تواند ناگهانی باشد و حالات روحی به سرعت در حال نوسان است. اما یک اپیزود مانیا چیزی است که اختلال دوقطبی را از افسردگی متمایز می کند ، یک فرد ممکن است زمان بیشتری را درحالت افسرده سپری کند تا حالت جنون یا هیپومانیک.هیپومانیا می تواند فریبنده باشد. این تجربه اغلب به صورت افزایش انرژی است که می تواند احساس خوبی داشته باشد و حتی بهره وری و خلاقیت را افزایش دهد. در نتیجه، شخصی که آن را تجربه می کند ممکن است اشتباه هر چیزی را انکار کند. شیدایی دارای علائم متنوعی است ، این علایم  شامل: افزایش انرژی،فعالیت وبی قراری/روحیه سرخوشی وخوش بینی شدید/ تحریک پذیری بالا/  افکارپرخطر/ گفتار تحت فشاریا افکاری که از یک ایده به ایده دیگر می پرند/حواس پرتی و عدم تمرکز/ کاهش نیاز به خواب/ اعتقاد غیرواقعی به توانایی ها و ایده های شخص/ قضاوت ضعیف / رفتار بی پروا از جمله خرج کردن / ولگردی/ رانندگی سریع / روابط جنسی پرخطر/ رفتار تحریک آمیز یا پرخاشگرانه / و انکار اینکه هر چیزی اشتباه است. مدت زمان خلق بالا (مانیا) ودفعات تکرارآن و همراه شدن با خلق پایین (افسرده) می تواند ازفردی به فرد دیگر متفاوت باشد. این نوسانات مکررغیر معمول نیست و حداقل به چهار اپیزود دریک سال تقسیم می شود.همانطور که تنوع قابل توجهی درعلائم مانیا وجود دارد، این تنوع درشدت و مدت علائم افسردگی در اختلال دو قطبی نیز وجود دارد.این ویژگی ها شامل حالتی مانند: غم ، اضطرا ب وبیقراری است. احساس ناامیدی یا بدبینی / احساس گناه / بی ارزشی یا درماندگی/ از دست دادن علاقه یا لذت نسبت به  فعالیت هایی که قبلاً لذت برده اید،ازجمله رابطه جنسی/ کاهش انرژی واحساس خستگی یا “کند شدن”/ مشکل در تمرکز/ یادآوری یا تصمیم گیری/ بی قراری یا تحریک پذیری/ خواب زیاد یا ناتوانی در خوابیدن یا خواب ماندن /تغییر دراشتها،کاهش یا افزایش وزن بطورناخواسته /درد مزمن یا سایرعلائم جسمی مداوم که ناشی از بیماری یا آسیب نیست/ افکار مرگ و خودکشی یا اقدام به خودکشی.علائم شیدایی وافسردگی اغلب دراپیزودهای “مختلط” با هم اتفاق می افتند.علائم یک بیماری مختلط می تواند شامل: تحریک پذیری،اختلال درخواب، تغییرقابل توجه دراشتها ، روان پریشی وافکارخودکشی باشد. دراین مواقع ،فرد می تواند احساس غم واندوه و درعین حال انرژی بالایی داشته باشد.

  • چه عواملی باعث اختلال دو قطبی می شود؟

عوامل ژنتیکی و محیطی می توانند سبب افزایش آسیب پذیری افراد دربرابراین اختلال شوند.در نتیجه ،عوامل انتقال از فردی به فرد دیگر متفاوت است. ممکن است این اختلال در خانواده ها وجود داشته باشد، اما هیچ کس به طور قطعی ژن های خاصی را که خطر ایجاد این بیماری ثابت می کند، شناسایی نکرده است. برخی شواهد نشان می دهد که سن بالای پدر درهنگام بارداری می تواند احتمال جهش های ژنتیکی جدید را که زمینه ساز آسیب پذیری هستند افزایش دهد. مطالعات تصویربرداری نشان داده است که ممکن است درساختاروعملکرد برخی نقاط مغزی تفاوت وجود داشته باشد ،اما هیچ تفاوتی به طور مداوم یافت نشده است.به نظرمی رسد وقایع زندگی ازجمله ، آسیب های مختلف دوران کودکی مانند سایر شرایط در ایجاد اختلال دو قطبی نقش دارد.محققان دریافتند به محض بروزاختلال دو قطبی ، آسیب های دوران کودکی می توانند عود مجدد آن را تسریع کنند.حوادث ناگوار و سواستفاده بین فردی معمولاً با تحریک این اختلال همراه است.

  • درمان اختلال دو قطبی چیست؟

از آنجا که اختلال دو قطبی یک بیماری عود کننده است ، درمان طولانی مدت لازم است. داروهای تثبیت کننده خلق به طور معمول برای جلوگیری از نوسانات خلقی تجویز می شوند. لیتیوم شاید شناخته شده ترین تثبیت کننده خلق و خو باشد ، اما نشان داده شده است که داروهای جدید مانند لاموتریژین عوارض جانبی کمتری دارند ونیازمکرربه مصرف داروهای ضد افسردگی را کاهش می دهند. ضد افسردگی ها که به تنهایی استفاده می شوند،می توانند شیدایی را تسریع کنند وممکن است نوسانات خلق را افزایش دهد. بنابراین برای کنترل کامل علایم نیازبه مصرف داروهای دیگری ازجمله خواب آورها، ضداضطراب ها،وداروهای ضدسایکوز,ZIPRASIDONE)  ,RISPERIDONE  OLANZAPINE در مواردیکه روانپریشی نیز بر دردهای بیمار افزوده شده باشد.) به صورت بلند مدت یا کوتاه مدت  درنظرگرفته می شود. همچنین مشخص شده است که رویکردهای تغذیه ای ارزش درمانی دارند. مطالعات نشان می دهد که اسیدهای چرب امگا ۳ ممکن است به کاهش تعداد یا دوز داروهای مورد نیاز کمک کند. اسیدهای چرب امگا ۳ در عملکرد همه سلول های مغز نقش دارند و در ساختار غشاهای سلول مغز گنجانده می شوند.مشکلات شغلی و روابط بین فردی می توانند هم علت و هم موثر برایجاد اپیزودهای دوقطبی باشند و این خود دلیلی بر اهمیت تاثیر روان درمانی براین موضوع است. مطالعات نشان می دهد که چنین درمانی تعداد نوسانات خلقی بیماران ، علائم تشدید کننده، مشکلات بوجود آمده از بیماری، کاهش اعتماد به نفس، اضطراب داشتن این بیماری را کاهش می دهد. روان درمانی همچنین در آموزش مهارت های خود مدیریتی ارزش دارد که به شما کمک می کند تا فراز و نشیب های روزمره فرد که باعث عود اپیزودهای کامل  می شود باز دارد،بازدارد.

  • اختلال دو قطبی در کودکان و نوجوانان

اکثر افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی به این بیماری مبتلا می شوند ، اگرچه این علائم در کودکان شش ساله نیز دیده می شود. علائم در کودکان و نوجوانان مانند بزرگسالان است و شامل تغییرات خلقی مشخص در این بیماری است. در برخی موارد ، کودکان ممکن است علائم تحریک پذیری را نشان دهند.کودکان مبتلا به اختلال دو قطبی دچار تغییرات شدید خلقی و رفتاری می شوند ، در طی دوره های شیدایی احساس شادی و انرژی غیرمعمول می کنند و در دوره های افسردگی بسیار غمگین و کم تحرک می شوند. علائم اغلب به حدی شدید هستند که در فعالیت های مدرسه و روابط شخصی تداخل ایجاد می کنند و می توانند منجر به رفتارهای خود تخریبی شوند.درمان اختلال دو قطبی درکودکان و نوجوانان ممکن است شامل دارو وخانواده درمانی باشد.

  • زندگی با اختلال دو قطبی

اختلال دو قطبی می تواند اهداف و روابط فرد را ویران کند. اما همراه با مراقبت های پزشکی مناسب ، مبتلایان می توانند مهارت ها و استراتژی های کارآمد را برای ادامه زندگی خود بیاموزند. اختلال دو قطبی ، مانند بسیاری از بیماری های روحی ، گاهی اوقات یک تشخیص بحث برانگیز است. در حالی که بیشتر مبتلایان این اختلال را یک معضل  می دانند ، برخی از نقش آن در زندگی خود قدردانی می کنند وحتی آن را عامل ایجاد خلاقیت بیشتر می دانند.در حالی که افسردگی اختلال دوقطبی به سختی قابل درمان است، تغییرات خلقی و عود بیماری اغلب می تواند به تأخیر بیفتد یا با یک تثبیت کننده خلق ، به تنهایی یا با داروهای دیگر همراه شود. روان درمانی یک کمک اضافی برای دارو درمانی است ، به ویژه برای مقابله با مشکلات کار و روابط که به طور معمول با این اختلال همراه است. پزشکان به خوبی می دانند که هیچ درمانی برای همه موارد وجود ندارد: فردی که برای اولین بار دچارجنون می شود ، با فردی که یک دهه با دو قطبی زندگی کرده است ،یکسان نخواهد بود.                                                                         

نام مترجم مقاله : لعیا خرمی

https://www.psychologytoday.com/intl/basics/bipolar-disorder

تمام حقوق مادی ومعنوی سایت متعلق به کلینیک روانشناسی یاریگر است

error: محتوا محافظت شده است !!