عنوان نمونه

بیشتر ما می خواهیم باور کنیم که از نظر اخلاقی افرادی درستکار و شرافتمندی هستیم و به درست و غلط پایبندیم. اما وقتی با وسوسه های به دست آوردن منافع شخصی خود، روبرو می شویم اغلب اصول اخلاقی را  نقض می کنیم و  همیشه راه درست را طی نمی کنیم. تحقیقات نشان می دهد دروغگویی، تقلب و سایر اقدامات غیر اخلاقی بیشتر از آن چیزی است که امیدواریم انجام شود، نقض شده و نادیده گرفته می شود.

چگونه افراد قادر به انجام رفتارهای غیر اخلاقی هستند و غالباً مکرر هستند بدون اینکه دچار احساس گناه شوند؟

در بسیاری از موارد، فرایندهای روانشناختی، رفتار غیراخلاقی را از فرد جدا می دانند. اگر چه محققان این موارد را خود توجیهی می نامند. خودتوجیهی انواع مختلفی دارد.گاهی اوقات افراد رفتار نامطلوب را قبل از وقوع، منطقی سازی می کنند تا انجام آن را آسان تر می کنند و از انجام مجدد آن احساس بهتری داشته باشند.

در زیر شش استراتژی رایج ارایه شده است که محققان معتقدند مردم از آنها برای توجیه رفتار غیراخلاقی و حفظ دیدگاه مثبت نسبت به خود استفاده می کنند:

مشاهده رفتار به عنوان یک منطقه خاکستری

یکی از راه های جلوگیری از احساس مقصر بودن، تعریف رفتار به صورت مبهم است. برخی موقعیت ها از نظر اخلاقی پیچیده یا گیج کننده هستند، اما افراد ممکن است اطلاعات موجود را به روشی انتخابی تفسیر کنند.

 باور اینکه این رفتار به نفع دیگران است.

افراد همچنین ممکن است رفتارهای غیراخلاقی را به جای منافع شخصی خود با توجیه رفتارهای نوع دوستانه، توجیه کنند.

به نظر می رسد حتی وقتی قوانین کاملاً واضح باشد، مردم اغلب می توانند دیگران را گول بزنند. در یک مطالعه، به شرکت کنندگان دستور داده شد که یک بار یا سه بار به صورت خصوصی یک غلتک را بچرخانند و اولین عددی را که رول کردند، گزارش دهند که در ازای آن پاداش پولی معادل دریافت می کنند. نتایج نشان داد که شرکت کنندگان با توجه به نتایج بازی خود اغلب دروغ گفته و محققان را گول زدند. چرا چنین چیزی ممکن است؟ نمونه واقعی این توجیه را می توان در رسوایی پذیرش دانشکده یافت، جایی که برخی از والدین ثروتمند در تلاش برای ایجاد مکان برای فرزندان خود در کالج های نخبه، رفتارهای غیراخلاقی مانند کلاهبرداری و رشوه خواری را انجام داده بودند. در یک عذرخواهی، یکی از والدین گفت که این تصمیم ناشی از خواستن بهترین چیز برای دخترانش است، و گفت “من فکر کردم از روی عشق به فرزندانم رفتار می کنم.” اما او همچنین اذعان کرد که “در واقعیت، این فقط توانایی ها و موفقیت های دختران من را تضعیف می کند”، و این کمک کرد که روند پذیرش دانشکده برای همه دانش آموزان کمتر شود و نشان داد که چگونه توجیه نوع دوستی در نهایت نتیجه معکوس می دهد.

برجسته سازی اعتبار اخلاقی

به طور متناقضی، معلوم می شود که افراد معمولاً وقتی با اخلاقیات خود معروف می شوند؛ مطابق با ارزشهای اخلاقی خود رفتار می کنند و بالعکس. پدیده ای که محققان آن را “مجوز اخلاقی” می نامند. ایده این است که انجام یک کار خوب می تواند به فرد این  مجوز را بدهد که از انجام کار خوب دیگر چشم پوشی کنند. یک مجموعه از مطالعات نشان داد شرکت کنندگانی که در صفات شخصی مثبت مانند سخاوت، انصاف و مهربانی شهرت دارند، در مقایسه با کسانی که صفات منفی یا کلمات خنثی درباره آنها گفته می شود، کمتر به یک موسسه خیریه اهدا می کنند (حدود ۱ دلار در مقایسه با ۵ دلار) احتمالاً به این دلیل که بعد از تأمل در فضایل خود، احساس می کنند کمتر مجبور به اثبات جایگاه اخلاقی خود هستند.

تمیز کردن نمادین

بعد از اینکه تخلفی انجام شد، تحقیقات نشان داد که افراد ممکن است پاک سازی آن تخلف را تصویرسازی کنند و گناهان  خود را بشویند. هنگامی که شرکت کنندگان در یک مطالعه به یک عمل غیراخلاقی گذشته تأمل می کردند، در پایان جلسه هدایای رایگان به آنها داده می شد و نتایج نشان داد که  به طور قابل توجهی آنها پاک کننده ضد عفونی کننده را به جای مداد انتخاب می کردند: تقریباً دو سوم از کسانی که در گروه به کار غیر اخلاقی خود تامل کرده بودند.  یک مطالعه پیگیری نیز نشان داد که صرف تمیز کردن دست با دستمال مرطوب ضد عفونی کننده پس از یادآوری یک تخلف، شرکت کنندگان را مجبور به احساس گناه، شرم، پشیمانی و خجالت کمتری می کند، و احتمال اینکه داوطلب کمک شوند، نصف است. با مطالعه دیگری تفسیر محققان از این یافته این است که پاک کردن ممکن است احساس پاکی اخلاقی افراد را بازگرداند و نیاز ادراک شده آنها را برای جبران تخلف کاهش دهد. اگرچه رفتار پاک سازی ممکن است دارای مزایای روانشناختی (و همچنین مزایای بهداشتی) باشد، اما لزوما دارای مزایای اجتماعی نیست. یافته هایی از این دست نشان می دهد که این احتمال وجود دارد که فرد سعی کند در آینده جبران کند یا بهتر عمل کند.

تا حدی تمیز

اعتراف به اشتباهات می تواند گامی سازنده در روند پاسخگویی به اقدامات نادرست باشد. اما گاهی اوقات مردم فقط به بخشی از آنچه اتفاق افتاده اعتراف می کنند، شاید بخشی که به احتمال زیاد قابل کشف است. تحقیقات نشان می دهد که ممکن است از اعترافات جزئی برای بازگرداندن تصویر از خود اخلاقی افراد استفاده شود در حالی که به آنها اجازه می دهد از عواقب منفی یک اعتراف کامل جلوگیری کنند. اما همین تحقیقات نشان می دهد که در واقع، انتخاب فقط یک اعتراف جزئی می تواند باعث شود که مردم در نهایت احساس ضعف نسبت به خود داشته باشند.

دیو ساختن از کسانی که کارهای بدتری داشته اند.

راه دیگری که ممکن است افراد پس از یک عمل ناشایست سعی در احساس فضیلت داشته باشند، قضاوت شدیدتر دیگران برای همان تخلف است. محققان از این گرایش به عنوان فاصله اخلاقی یا “دیگ به دیگ میگه روت سیاهه” یاد می کنند. آنها نمونه ای از یک مدیر کالج را مثال می زنند که به دلیل کوتاه نیامدن از تخلف دانشجویان بخاطر مدارکشان، مشهور بود اما بعداً مشخص شد که وی در مدارک خود دست برده است و هیچ مدرک معتبری  ندارد. مثالهای دیگر ممکن است شامل سیاستمدارانی باشد که به سختگیری در مورد انواع خاصی از جرایمی که خود آنها را مرتکب شده اند، صدق کند.

نام نویسنده مقاله: جولیانا برینز

نام مترجم مقاله : دکتر زهرا جمشیدی فر

تمام حقوق مادی ومعنوی سایت متعلق به کلینیک روانشناسی یاریگر است

error: محتوا محافظت شده است !!